... آلبوم عکسهای رادین جونم در ده ماهگی ...
امروز از اون روزهایی که واسه عکس گرفتن پایه ایی
و منم تند وتند ازت عکس میندازم
ببخشید تو یه پوزیشنه ، اما همشون قشنگه
چون خودت جیگری ، عزززززییییززززممم


پسری از این که چیزی احاطت کنه بیزاری
از پتو ، کلاه ، کفش و ...
حالا هم داری سعی میکنی کفشت رو در بیاری








اما در نهایت ....


روزهای اولی که رادین وارد 10 ماهگی شده


رادین در حال بفض کردن

الهی فدات شم که مثل پسرهای 6 -7 یاله شدی


الان از بیرون اومدیم وچون جیگری ازت عکس انداختم



رادین پسری و هاصله گرفتنش از عروسکش "داداشی"
یادش بخیر ، وقتی بدنیا اومدی هم قد و قواره داداشی بودی
اما الان واسه خودت مردی شدی عزیزم
اینقدر که مژه های داداشی رو کندی









رادین "باخ" در حال نواختن کنسرته
و در پایان لبخند رضایت بر لب داره




امروز از اون روزهاییه که پسری من و بابا مجسن رو واسه انداختن چند تا دونه عکس پیر کرده





با رادین تازه از بیرون اومدیم و من هوس کردم از پسری عکس بیندازم

رادین به همراه مامانی تو پارک
عروب بود که با هم رفتیم پارک و تا بابایی از نظام مهندسی بیاد اونجا بودیم
رادین پسری این روزها کمی بی حاله و این بی حالی واسه دندونهاشه
مامان فدای اون چشمهای بی حالت عزیزم





رادین و بابا احمد در حال قایم موشک بازی

رادین و angery birds


رادین جون مشغول بازی تو اتاقش در اول صبح




... آلبوم عکسهای رادین جونم در ده ماهگی ...
